18 ماهگی
عزیزترینم اتفاقات رو برات نوشتم. امیدوارم تلخی ها بگذره و روزهای خوب پیش رو داشته باشیم. دیگه مسلط راه میری و همه جای خونه رو به هم میریزی. نشاط خونه ای و بازی رو خیلی دوس داری. خوب متوجه حرفام میشی و خیلی وقتا کاری رو که بگم انجام می دی. اما هنوز کلمات واضحی نمی گی. دیگه به خودم استرس را نمی دم. می خوام فقط لذت ببرم از حضور شیرینت. ببخش که خلاصه نوشتم و به تصویر اکتفا می کنم.رفتن پدر بزرگ خیلی ناراحتمان کرده نازنینم. آنیل خونه آنا ...
نویسنده :
مامان مهر
16:43




